أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
115
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
بن عبادة بن خيثم كه از زاهدان نشاندار بود افتادم و با اعتماد بملاقات امير مؤمنان بسوى خانهء آن حضرت روانه شديم و هنگامى كه بيرون شده بود به مسجد رود به آن حضرت برخورديم و با آن حضرت همراه شديم و بجمعى دينداران برخورديم كه با هم داستانهاى خوشمزه ميگفتند و يك ديگر را سرگرم كرده بودند و چون امير مؤمنان ع به آنها نزديك شد به پا شدند و شتابان بنزد آن حضرت آمدند و درودش گفتند و آن حضرت پاسخ داد و فرمود : كيانند اين مردم ؟ گفتند : شيعيانت اى امير مؤمنان جواب خوشى بدانها داد و فرمود : مرا چه شده كه در شما رخساره شيعهء خود و زيور دوستان خود را نمىبينم آن مردم از شرمسارى سخنى نگفتند . نوف گويد جندب و ربيع پيش آمدند و گفتند : اى امير مؤمنان رخساره و وصف شيعه شما چه باشد ؟ حضرت در پاسخ آنها گرانى كرد و فرمود : شما هر دو از خدا بترسيد و نيكى كنيد كه خدا با آنانست كه پرهيزكارند و آنها كه نيكوكارند و همام بن عباد كه مردى عابد و كوشا در ديندارى بود گفت به حق آنان كه شما خاندان را گرامى داشته و خاص خود ساخته و بشما بخشش نموده و شما را برترى شايانى داده كه ما را از وصف شيعيان خود آگاه كن فرمود : بد نبينيد : البته به زودى همه شما را آگاه سازم و دست هر دو را گرفت و وارد مسجد شد و دو ركعت نماز سبك خواند و تمام كرد و آنگاه نشست و رو بما كرد و همه مردم گرد آن حضرت را گرفتند و خدا را سپاس گفت و ستود و بر پيغمبر ص رحمت فرستاد و فرمود : اما بعد راستى كه خدا و الا باد شأن و مقدس باد نامهايش خلقش را آفريد و بپرستش خود واداشت و بفرمانبريش گماشت ، و روزيش را ميان آنان پخش كرد و در دنيا آنان را چنانچه بايد پا بر جا نمود و دينش را براشان چنانچه بود شرح داد و با اين همه از آنها بىنياز بود ، نه از طاعت كس سودى برد و نه از نافرمانيش زيانى كشد . بلكه خدا دانست كه مردم از اصلاح كارهاى خود و راستا كردن كژيهاى